احمد بن محمد حسينى اردكانى
32
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
مزد آن كم ز مزد اين زانست * كو به تن كرد و اين به جان دانست و آن علمى كه آن مقصود اصلى و كمال حقيقى است و موجب قرب حق تعالى است علمى الهى و علم مكاشفات است نه علم معاملات ، و جميع ابواب علوم اعمال غايتش مجرّد عمل است ، و فايدهء عمل تصفيه و تهذيب ظاهر و باطن است ، و فايدهء تهذيب باطن حصول صور علوم حقيقيّه است . و اين دعوى از قرآن و حديث و كلمات اولياء بر وجه اتم مستفاد مىگردد . حق سبحانه فرموده كه : شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ ( آل عمران ، 16 ) . از اين آيه معلوم مىشود كه خدا را به يگانگى و يكتايى ندانسته و شاهد نيست إلّا هم خدا و ملائكه و صاحبان علم ، يعنى علم توحيد ، نه علمهاى ديگر . و همچنين از اين آيه كه وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ ( سبا ، 6 ) . و از اين آيه كه قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ ( رعد ، 43 ) ، معلوم مىگردد كه پيغمبر خدا را به رسالت و نبوّت به غير از صاحبان علم نمىدانند ، و ارباب عمل و ديگر علوم جزئيّه از اين باب دانش كه آن دانش حقيقى است معزولند . علم جزئى نيست جز بهر عمل * چون عمل نبود نباشد جز دغل ليك آن علمى كه وصف كبرياست * به بود از هر عمل كز تن بخاست نسبت علم و عمل با يكدگر * همچو جان و تن بود او بىخبر علم جان از بهر روز دين بود * علم تن از بهر مهر و كين بود اى بىدرد ناانصاف و اى خودپسند پر جور و اعتساف ، آخر علمى كه اسرار صمديّت و حقايق الهيّت را بدان دانند و معارف ربوبيّت را بدان شناسند ، و نيز معرفت اسرار ايمان را ، مثل علم وحى و انزال و الهام و معنى رسالت و نبوّت و امامت و علم كتابهاى خدا و صحايف ملكوت و روح و قلم پروردگار و كتابت و رقم آفريدگار ، و همچنين معنى ارقام و اقلام و ملائكه و صحف انبيا عليهم السلام و سجلات كرام الكاتبين ، و معنى جفر جامع و مصحف فاطمه عليها السّلام ، و كيفيّت نزول شياطين بر دلهاى اشرار به وسواس ، و نزول ملائكه بر قلوب اخيار به الهام علوم و اسرار ، و علم نفس و سعادت و شقاوت و درجات و مقامات وى ، و دانستن دنيا و آخرت و بهشت و دوزخ و قبر و سؤال و حساب و كتاب و ميزان و حور و